به دنبال یک فروپاشی عصبی که منجر به محرومیت او میشود، گلفباز حرفهای، زویی پاپادوپولوس، به روستای پدربزرگ و مادربزرگش در یونان سفر میکند تا از کانون توجه بیرحمانه دنیای ورزش بینالمللی فرار کند. او در میان پختن نان و خوردن باقلوا، با دختری ده ساله آشنا میشود و مربیگری او را بر عهده میگیرد که مصمم است بر خلاف تمام احتمالات، به ستاره بعدی گلف تبدیل شود. در این مسیر، زویی دوباره اصالت یونانی خود، عشقش به این بازی و قدرت پنهان درونش را کشف میکند و مردم شهر را در یک تقابل حماسی علیه یک سازنده طماع آمریکایی رهبری میکند.