این فصل پایانی داستان واقعی و تکاندهنده کلانتر بوفورد پاشر است؛ مجری قانون خوشقلبی که مصمم به حفظ امنیت شهرش است. او که هنوز از مرگ همسرش پریشان است، تمام دستگاههای تقطیر مشروب قاچاق را در شهرستان مکنری منفجر میکند و فاحشهخانهها و پاتوقهای مشروبخواری را به آتش میکشد. او که زیادهروی کرده، با رای مردم از سمت خود برکنار میشود، اما این مانع از انتقامجویی باند تبهکاران نمیشود. بوفورد به زودی متوجه میشود که وقتی جاده برای فرار تمام شود و تبهکاران در تعقیبش باشند، شهرش چقدر کوچک است.