نلسون هیبرت انتظار دارد رئیس جدید صنایع نیگل شود، اما آقای نیگل این ارتقای شغلی را به کارمند دیگری میدهد. وقتی نلسون برای رویارویی با نیگل به دفتر او هجوم میبرد، متوجه میشود که او به قتل رسیده است. نلسون از ترس اینکه متهم به قتل شود، تصمیم میگیرد از دست قانون فرار کند؛ با وجود اینکه پلیس از قبل هویت قاتل واقعی را میداند.