مراسم عروسی یک زوج جوان با ورود دو برادر یاغی و قتلعام تقریباً تمام حاضران، به شکلی وحشیانه به هم میخورد. آنها عروس جوان و زیبا را میدزدند و شوهرش را رها میکنند تا بمیرد. خوشبختانه، او فقط یک زخم سطحی برداشته و به سرعت سوار بر اسب میشود تا پیش از آنکه برادران همسرش و گروهی دیگر از زنان را در یک حراجی به صاحبان فاحشهخانههای مکزیکی بفروشند، آنها را ردیابی کند.