پدر مایکل مککینون در حدود سال ۱۹۳۵ از بریتانیا به بوستون میرود. او به دلایل نامعلومی، به هر قیمتی که شده از برجستهترین اعضای کلیسا، یعنی آرتور و النور بارت دوری میکند. در همین حال، النور و آرتور به شدت میخواهند بچهدار شوند، اما آرتور نابارور است؛ بنابراین آنها راجر مارتین، دانشجوی حقوق هاروارد را استخدام میکنند تا النور را باردار کند، اما متاسفانه راجر عاشق النور میشود.