نینا، دلال آثار هنری، برای نوبت ماساژ هفتگی خود میرود و با تعجب متوجه میشود که ماساژور همیشگیاش، داگلاس، یک جایگزین به نام فیچ را فرستاده است. این دو در طول جلسه ماساژ رابطه صمیمانهای برقرار میکنند و درباره روابط گذشته خود حرف میزنند. در حالی که نینا روی تخت ماساژ دراز کشیده است، فیچ نیز وقت میگذارد تا تکنیکهای مختلف ماساژ، از جمله روشهای مورد استفاده درمانگران قبیله هوپی را توضیح دهد.