ناتان اندروز حالا کاملاً بزرگ شده است. ناتان به عنوان یک پزشک جوان، خود را در حال تردید درباره انتخاب شغلش میبیند، بنابراین به زادگاهش برمیگردد تا به جستجوی درون بپردازد و دوباره با پدرش ارتباط برقرار کند. در خانه، شروع یک رابطه عاشقانه با معلمی به نام مگان سالیوان و دوستی صمیمانه با دانشآموزی به نام چارلی بنت به ناتان میآموزد که در لحظه زندگی کند و قدر زمانهایی را که با دوستان و خانواده دارد بداند.