کارول جفریز یک زن آمریکایی سادهلوح است که در فیلیپین اقامت دارد. او پس از آنکه توسط دوستپسر قاچاقچیاش، رودی، پاپوش میخورد، به ده سال زندان محکوم میشود. او شرایط سخت، سرپرست سادیستی زندان و سوءقصدها به جانش را تحمل میکند و سپس همسلولیهایش را متقاعد میکند تا با وجود آگاهی از اینکه ردیابهای بیرحم به دنبال آنها فرستاده خواهند شد، همراه او تلاش کنند تا از طریق جنگل فرار کنند.