قاتل زنجیرهای مجنون، هرمن، که دچار وسواس فکری شدیدی نسبت به دختر جوان و زیبای به نام رودی شده است، او را میرباید و در قفسی در زیرزمین خود زندانی میکند. تنها راه رودی برای زنده ماندن در این کابوس، این است که از شکنجهگر روانی خود باهوشتر عمل کند. اما هرمن تجربه را در کنار خود دارد؛ او پیش از این زنان دیگری را به دام انداخته و شکنجه کرده و بازیهای ذهنی بیمارگونه و پیچیدهای را با قربانیان وحشتزده خود انجام داده است.