زازا بازیگر زن و ستاره محبوب یک تئاتر روباز در شهری کوچک در فرانسه است. وقتی برنارد دوفِرن دیپلمات به این دهکده میآید، از ترس اینکه عاشق او شود، از او دوری میکند. اما در طول یکی از اجراها، در حالی که زازا روی تاب آواز میخواند، رقیبش طناب را میبرد و او سقوط میکند. زازا به شدت مجروح میشود و این اتفاق باعث آشنایی او با دوفرن میگردد. به سرعت رابطهای عاشقانه میان آنها شکل میگیرد و دوفرن او را در یک ویلا اسکان میدهد. با این حال، با پیدا شدن سر و کله همسر دوفرن، خوشبختی آنها به هم میریزد.