چیزی در زندگی تام گم شده است. ازدواجش شور و حرارت خود را از دست داده، شغلش او را خفه میکند و دن، بهترین دوست دوران کودکیاش، هنوز به گذشته چنگ زده است. او هر روز کارهای تکراری را انجام میدهد و هر روز بیشتر از اطرافیانش فاصله میگیرد. دن راه حلی دارد؛ چیزی که تام باید ببیند تا باورش کند، همین امشب. آنچه دن به او نشان میدهد تام را آشفته میکند، ذهنش را با تصاویر آزاردهنده پر میسازد و این دو دوست را با رازی زشت به هم پیوند میدهد.