یکی بود، یکی نبود... آنجی، یک ستاره رو به افول، با بیمیلی میپذیرد که برای آخرین بار در یک فیلم برای تهیهکنندهای بدنام بازی کند. محل فیلمبرداری در کلبهای قدیمی و فریبنده در اعماق جنگلی تاریک است. در حین فیلمبرداری، بازیگران و عوامل با هنری و خواهر کوچک و شیرینش پتی مواجه میشوند؛ دو کودک عجیب و مرموز که به نظر میرسد در جنگل زندگی میکنند. یک حمله وحشیانه در دومین شب فیلمبرداری، آنجی و بقیه عوامل را در وحشت و هراس فرو میبرد. آنها خود را در کلبه منزویشان حبس میکنند و متوجه میشوند که توسط یک مهاجم ناشناس محاصره شدهاند. آیا این دو کودک مسئول این حملات بیرحمانه هستند؟