تلاش مردی جوان برای رهایی از چرخه خشونت. وقتی تیا، دختری روستایی، برای اقامت نزد دخترعمویش در شهر میآید، فکرش را هم نمیکند که سادگی او تعادل حساس زندگی دخترعمویش داوینا و گروه دوستانش را به هم خواهد زد. تایسون، دوست داوینا، که با تکیه بر کارهای خلاف زندگی مرفهی دارد، در تلاش است تا برای خواهر نوجوانش نایلا نقش والدین را ایفا کند. آشنایی با تیا به تایسون این امکان را میدهد تا راهی برای خروج از زندگی خشونتآمیز خود پیدا کند. اما رابطه عاشقانه نوپای تیا پیامدی است که داوینا پیشبینی نکرده بود و داوینا شروع به طراحی یک انتقام هولناک میکند.