وایلی راث یک شب یک انگشت قطعشده انسان را در آشپزخانهاش پیدا میکند. او که به شدت وحشتزده شده، جستجویی را در سراسر لسآنجلس آغاز میکند که او را با رمالها، پلیسهای بیعرضه، تاکسیدرمیستهای فاسد، همسایگان مرموزی که احتمالاً مواد مصرف میکنند و زنی نه انگشتی به نام شریل مواجه میکند که شاید، بر خلاف انتظار، همان دختر رویاهایش باشد.