ذخیره آب جهان به دلیل نوعی آخرالزمان خشک شده است. زنی زیبا راز محل یکی از آخرین چشمههای آب را که توسط گروهی از آمازونها محافظت میشود، در سینه دارد. گروهی شبیه به «مبارزان جاده» او را اسیر میکنند و سعی میکنند با شکنجههای وحشیانه او را به حرف بیاورند. قهرمان داستان (استرایکر) با برخی از «آدمخوبهای» باقیمانده و آمازونها متحد میشود و زن را آزاد میکند. آنها در ادامه وارد یک نبرد نهایی به سبک «مبارزان جاده» با اشرار میشوند.