یک مجری تلویزیونی در پخش زنده دچار اشتباه لفظی شده و اعتراف میکند که از کریسمس متنفر است. به دنبال این رسوایی، او به کریسمسیترین شهر آمریکا دعوت میشود تا تصویر عمومی خود را بازسازی کند. او که مجبور است با دوستپسر سابقش جک که تهیهکننده برنامه است همکاری کند، تحت تأثیر جادوی کریسمس و این شهر خاص، نگاهش به کریسمس و زندگیاش تغییر خواهد کرد.