در شیطانیترین شب سال، یک زن بلوند زیبا و یک آدمکش باستانشناس خوشتیپ، خود را در جنگلی گرفتار میبینند که توسط زامبیهای بومی و شیطانی گوشتخوار تسخیر شده است. در حالی که آنها از دست شوهر زن که رئیس یک باند تبهکاری است و میخواهد آنها را به خاطر رابطه پنهانیشان به قتل برساند فرار میکنند، ماشینشان در تصادف با یکی از این شیاطین سنگی نابود میشود. زن بلوند و آدمکش باید پیاده از خطرات این جنگل تاریک و شیطانی فرار کنند، بدون اینکه تبدیل به غذای شیاطین شوند یا توسط شوهر انتقامجو و ثروتمند زن کشته شوند.