نیک درمانده و آواره، در یک هتل ارزانقیمت پنهان شده است؛ او از زخم معده رنج میبرد و متقاعد شده که یکی از روسای اوباش محلی میخواهد او را بکشد. او که وحشتزده شده، با مایکی، دوست دوران کودکی و همکار گانگسترش تماس میگیرد. به این ترتیب یک شب طولانی آغاز میشود…