گرگ، یک فیلمنامهنویس ناموفق و ریچل، یک روزنامهنگار زیبا، درباره شیوع یک هیستری جمعی در دهکدهای کوچک تحقیق میکنند. آنها شروع به کشف رازی درباره مسمومیت با قارچ ارگوت میکنند که سالهاست این دهکده را تحت تاثیر قرار داده است. اما فعالیتهای این فرقه توسط مردم محلی پنهان نگه داشته شده است و هنگامی که گرگ ناپدید میشود، ریچل تنها میماند تا این راز را کشف کند و جانشان را نجات دهد.