در دهه ۱۹۳۰ در جنوب فرانسه، پسر یتیم و جوانی به نام روش توسط خانواده ثروتمند ارنشاو به سرپرستی پذیرفته میشود و به عمارت آنها یعنی بلندیهای بادگیر نقلمکان میکند. طولی نمیکشد که این ساکن جدید عاشق خواهرخوانده دلسوز خود، کتی، میشود. این دو پیوند عمیق و ناگسستنی با یکدیگر برقرار میکنند تا اینکه کتی تحت فشار هنجارهای اجتماعی، احساسات خود را سرکوب کرده و با لیندون ازدواج میکند؛ مردی ثروتمند که با جایگاه اجتماعی او همخوانی دارد. روش عهد میبندد که او را پس بگیرد.