اوضاع برای بروک، خواننده و ترانهسرای جوان و بااستعدادی که به کلیشه یک هنرمند رنجکشیده تبدیل شده، خوب پیش نمیرود. بروک که به سختی با مرگ مادرش کنار میآید، فردی خودخواه و پرخاشگر است و بزرگترین مانع در مسیر موفقیت شغلی خودش به شمار میرود. انزوای او زمانی پایان مییابد که سه خواهر و پدرش که با او رابطه شکرآبی داشتند، برای پخش کردن خاکستر مادرش میآیند. خواهرهای مهربان بروک تأثیری جادویی بر خشم و بیتفاوتی او میگذارند و نشان میدهند که شاید هنوز امیدی برای این موسیقیدان انسانگریز وجود داشته باشد.