برت، پیرزنی سالخورده، خانهاش را ترک میکند تا با دخترش امیلی زندگی کند. امیلی و برادرش آنتوان سه سال پیش با هم دعوا کرده و از آن زمان یکدیگر را ندیدهاند، اما امیلی او را برای کریسمس دعوت میکند. خاطرات گذشته دوباره زنده میشوند و بر سرنوشت برت و رابطه عجیب میان امیلی و آنتوان تأثیر میگذارند.