چن جیانبین در اولین تجربه کارگردانی خود، پا جای پای فیلمهای «نشانی از گناه»، «سرزمین هیچکس» و «زغالسنگ سیاه، یخ نازک» میگذارد و یک فیلم نوآر خشن و واقعگرایانه از چین ارائه میدهد؛ جایی که مهربانی و بیرحمی، جنون و عقل، طمع و انسانیت همگی برای تسلط میجنگند و ممکن است آن احمق، کسی نباشد که شما فکر میکنید. جذابیت اصلی فیلم، بازی فوقالعاده چن در نقش «لاتیوازی» ساده و کمی خشن است؛ دامداری که یک پسر در زندان دارد. وقتی یک روز مرد جوان کمتوان ذهنی او را تا خانه تعقیب میکند و وارد زندگیاش میشود، جرقهای زده میشود و زنجیرهای از حوادث رخ میدهد که شکاف طبقاتی چین را به بیرحمانهترین شکل ممکن آشکار میسازد. عمل محبتآمیز اما ناخواسته او، پای گروهی از غریبهها و کلاهبرداران را باز میکند که همگی قصد دارند لاتیوازی را از همان دارایی اندکی که دارد محروم کنند.