حتی با نزدیک شدن به کریسمس، برای پسرهای خانواده باکلی، تلافی کردن تقریباً همیشه بر عشق برادرانه پیروز میشود. این روند ادامه دارد تا اینکه این چهار برادر با هم متحد میشوند تا علیه یک دشمن مشترک یعنی خانواده هگبارت، بدجنسترین قلدرهای مدرسه راهنماییشان، مبارزه کنند. اما حالا مادر تصمیم گرفته است که خانواده باکلی امسال برای کریسمس به هگبارتها به صورت ناشناس هدیه بدهند. متیو یازدهساله به سختی میتواند این موضوع را تحمل کند. در طول روز هگبارتها برادران باکلی را شکنجه و تسلیم میکنند و شبها باکلیها مخفیانه شیرینیها و هدایای کریسمس را به دشمنان قسمخورده خود تحویل میدهند. به زودی این جنگ روانی به یک نقشه باورنکردنی برای گرفتن انتقام نهایی از هگبارتها تبدیل میشود. اما اکنون که متیو یاد گرفته که باید با کسانی که از او متنفرند مهربان باشد، وقتی یک فشار کوچک به یک هل بزرگ تبدیل میشود، چه خواهد کرد؟