ویرا دختری پرانرژی و پرشور است که در یک روستای کوچک زندگی میکند اما رویای بازی کریکت در لیگهای بزرگ را در سر میپروراند. روهان کاپیتان موفق یک تیم کریکت شهرستانی در انگلستان است. روهان به هند بازمیگردد تا کاپیتانی تیم کریکت پدرش را که در ۸ سال گذشته مدام بازنده بوده، بر عهده بگیرد. در روستایی که دختران حق بازی کریکت ندارند، ویرا مجبور میشود برای رسیدن به رویایش عمامه و ریش بگذارد.