ایتالیا، قرن نوزدهم. کشور توسط نیروهای اتریشی اشغال شده و جنبش مقاومت به شدت در حال گسترش است. آرتور برتون، دانشجوی جوان، در فعالیتهای سازمان زیرزمینی «ایتالیای جوان» مشارکت دارد. او به رهبر این گروه، جووانی بولا، حسادت میکند و نسبت به نامزد او، جما، غیرت میورزد. آرتور این موضوع را در اعتراف نزد یک کشیش مطرح میکند؛ اعترافی که در نهایت منجر به دستگیری انقلابیون توسط ژاندارمها میشود.