یک سرقت ناموفق منجر به دستگیری سیکان، رهبر باند یونسون میشود. او پس از تحمل ده ماه حبس آزاد شده و به طور غیرمنتظرهای توسط بانکدار مرموز، وال-انبرگ جونیور، استخدام میشود تا الماسهای افسانهای بدفورد را در سوئیس بدزدد. اگرچه سیکان سرقت را با موفقیت انجام میدهد، اما به او خیانت میشود و تا مرز دستگیری پیش میرود. او پس از بازگشت به سوئد و پیوستن دوباره به همدستان قدیمیاش، تصمیم میگیرد انتقامی حسابشده از مردی که به او نارو زده بگیرد.