هری دین یک سارق حرفهای است که قصد دارد یک اثر هنری بینظیر را از ثروتمندترین مرد جهان، آقای شاهبندر، بدزدد. او با کمک یک دختر نمایشگر به نام نیکول چانگ، نقشه بینقصی برای چگونگی اجرای سرقت طراحی میکند و آن را مو به مو توضیح میدهد. با این حال، وقتی این تیم سعی میکند نقشه را اجرا کند، کمالگرایی و واقعیت چندان با هم جور درنمیآیند و رویای هری در این داستان پرپیچوخم از یک سرقت ناکام، شروع به فروپاشی میکند.