کارگران جنوب ایتالیا به میلان نقل مکان میکنند و با زندگی در این شهر، جایی که همگی در یک خانه مشترک ساکن میشوند، سازگار میگردند. در میان این گروه، جیجی و کارلتو، پسران روستایی هستند که از زندگی شهری شگفتزده و سردرگم شدهاند. در حالی که برخی در یک رستوران شلوغ کار پیدا میکنند، برخی دیگر در یک کشتارگاه ترسناک مشغول به کار میشوند. با این حال، وقتی برخی از کارگران مهاجر نمیتوانند از پس مخارج خود برآیند، به دزدی روی میآورند که این امر شرایط آنها را وخیمتر میکند.