مگان ترنر، پلیس تازهکار، به یک سارق دستور میدهد تا اسلحهاش را زمین بگذارد. سارق میچرخد تا شلیک کند. خیلی دیر شده است. ترنر شلیک میکند و او را در دم میکشد. وقتی فردی اسلحه مهاجم را از صحنه جرم میدزدد، پلیس ترنر را مسئول کشتن یک مرد غیرمسلح میداند. همان فرد نام ترنر را روی گلولهها حک میکند و از آنها در یک سری قتلهای زنجیرهای استفاده میکند. ترنر با کارآگاه نیک من همراه میشود تا نام خود را پاک کند و قاتل را بگیرد. اما او وارد یک بازی ذهنی مرگبار با یک روانپریش میشود که همیشه یک قدم جلوتر است و بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که او فکر میکند!