داستان تولهسگ ۱۰ هفتهای به نام گوچی که از گردن آویزان شد، روی او مایع فندک ریختند و او را به آتش کشیدند. داگ جیمز که در همان نزدیکی روی ایوان خانهاش ایستاده بود، صدای نالههای تولهسگ را شنید و برای کمک دوید. او اراذل و اوباش را فراری داد و به درخواست صاحب ۱۵ ساله و فراری گوچی، سگ را برای آن شب به خانه برد. به این ترتیب، یک سفر ۱۶ ساله از فداکاری و استقامت آغاز شد.