اورسولا برانگون که در روزهای پایانی دوران ویکتوریا در خانواده یک زمیندار ثروتمند متولد شده، به زن جوان و زیبایی تبدیل میشود که سرشار از تخیل و جاهطلبی است. اورسولای آزاداندیش در محیط خشک و سنتی اطرافش احساس تنگنا میکند، اما زندگی او با تجربه یک رابطه پرشور با وینیفرد، معلم دوجنسگرا، تغییر میکند. از آن پس، اورسولا تمام اشتیاق و خلاقیت خود را در مسیر ارضای تمایلات جنسی قرار میدهد، اما این جستجوی سیریناپذیر به منبعی از رنج و عذاب برای او تبدیل میشود.