ملوان زبل و اولیو در حال بازدید از یک موزه هستند که به طور تصادفی یک سفینه فضایی را به مقصد مریخ پرتاب میکنند. اولیو فرار میکند، اما ملوان زبل به مریخ میرسد؛ جایی که مورد حمله گروهی به رهبری بلوتو قرار میگیرد که در حال آماده شدن برای حمله به زمین بودند. خوشبختانه، ملوان زبل یک قوطی اسفناج دم دست دارد، بنابراین میتواند زمین را نجات دهد و بیشتر تجهیزات جنگی مریخیها را به وسایل بازی شهربازی تبدیل کند.