این داستان تمثیلی و پیچیده، روایتگر تلاش انسان برای یافتن معنای معنوی است. وقتی خدا وارد بدن سیمون دونادیو، فیلمساز دهه ۱۹۸۰ میشود، همسرش ریچل متوجه میشود که چیزی به هم ریخته است، اما تصمیم میگیرد به شوهرش که رفتارهای غیرقابلپیشبینی دارد، وفادار بماند.