سالها پس از آنکه خانواده هندی مینا مجبور به فرار از خانه خود در اوگاندا شدند، این دختر بیست و چند ساله خود را در حال اداره مشترک یک متل در سرزمین دوردست میسیسیپی مییابد. رابطه عاشقانه و پرشور او با دمتریوس، یک تمیزکننده فرش سیاهپوست و جذاب، تعصبات خانوادههای محافظهکار آنها را به چالش میکشد و شکافهای میان جوامع هندی و آفریقایی-آمریکایی این منطقه را آشکار میسازد.