بریزی یک مسافر عبوری معمولی نیست: او جذاب، سرگرمکننده و یک قاتل خونسرد است. بریزی که مانند یک افعی مرگبار است، قربانیان خود را با یک انگشتر زهرآلود به قتل میرساند. او در حالی که رانندگان جادهای را شکار میکند، از شهری به شهر دیگر میرود و در نهایت برای مدتی کوتاه به عنوان مستأجر در خانه زوج جوانی ساکن میشود که روحشان هم خبر ندارد چه گرگ شهوترانی را به خانه خود راه دادهاند.