کینگکنگ در حین گذراندن تعطیلات در پاریس، توسط یک مامور بریتانیایی به نام جیمز ربوده میشود که به درخواست ملکه انگلستان به دنبال بازپسگیری یکی از جواهرات دزدیدهشده تاج و تخت به نام ستاره بخت است. این جواهر در مقر پلیس هنگ کنگ پنهان شده است و کنگ باید بدون اینکه شریک جرمش، کارآگاه آلبرت او ملقب به کچل متوجه شود، آن را بدزدد. وقتی نیت پلید جیمز آشکار میشود و آلبرت و همسرش، سرهنگ نانسی هو، از سرقت کنگ باخبر میشوند، کنگ خود را بر سر یک دوراهی میبیند.