مایرون برکینریج برای انجام عمل تغییر جنسیت به اروپا پرواز میکند و به زنی زیبا به نام مایرا تبدیل میشود. او به هالیوود سفر میکند، با عموی ثروتمندش باک ملاقات میکند و با ادعای اینکه بیوه مایرون است، تقاضای پول میکند. اما باک به جای پول، به مایرا شغلی در مدرسه بازیگریاش میدهد. در آنجا، مایرا با یک بازیگر مشتاق به نام راستی و دوستدخترش مری آن آشنا میشود. با حضور مایرا به عنوان یک کاتالیزور، این سه نفر شروع به گسترش بیحدومرز مرزهای جنسی خود میکنند.