یک استاد دانشگاه که درسی به نام «روانشناسی ترس» را تدریس میکند، در یک شب تاریک و طوفانی دانشجویانش (از جمله یک واسطه روحی) را به خانه خود میآورد تا داستانهای ترسناک تعریف کنند. داستان اول درباره زوج جوانی است که ماشینشان در کنار خانهای قدیمی و متروکه خراب میشود. داستان دوم درباره چهار دختر نوجوان امروزی است که در محلهای بدنام گم میشوند و توسط گلهای از سگهای وحشی مورد تعقیب قرار میگیرند. داستان آخر نیز درباره زنی با عصا است که در مرکز پاسخگویی تلفنی محل کارش در شیفت شب، با یک مزاحم و تعقیبکننده روبهرو میشود.