گریس دختر جوان و آشفتهای است که مشکلات جدی با پدرش دارد. او در کودکی به فرزندی پذیرفته شد و در خانوادهای از شفادهندگان مذهبی دورهگرد بزرگ شد. پس از درگذشت بزرگ این گروه کوچک، دنیای گریس دچار آشفتگی میشود. برادر بزرگتر با وجود اینکه نامزد گریس است، به کسبوکار خانوادگی پشت میکند تا به دانشکده پزشکی برود و گریس با پسر کوچکتر و شیاد خانواده تنها میماند؛ کسی که با پوشاندن لباسهای تنگ به گریس و استفاده از نمایشهای سیرکمانند، تلاش میکند مردم سادهلوح را جذب کند.