در سالهای پایانی حکومت نرو، امپراتور مستبد روم، مارکوس وینیسیوس که یکی از افسران نرو است، عاشق دختر جوان مسیحی به نام لیجیا میشود و تلاش میکند او را به بردگی بکشد. محافظ لیجیا، اورسوس نجیبزاده و تنومند، تلاش میکند تا او را از چنگال وینیسیوس نجات دهد. وینیسیوس در تعقیب لیجیا، خود را در یک جلسه دعای مخفیانه در دخمهها به رهبری پطرس حواری مییابد و وجدانش بیدار میشود؛ درست در همان زمان که نرو دستور آتش زدن روم را صادر میکند. شاهکار بزرگ انریکو گواتسونی به عنوان نقطه عطفی در سینمای حماسی، پایههای آثار عظیم و مجلل ایتالیایی را بنا نهاد. این فیلم تأثیر شگرفی بر فیلم کابیریا (۱۹۱۴) اثر جووانی پاسترونه و تعصب (۱۹۱۶) اثر دی. دبلیو. گریفیث داشت.