«فرصتی در دنیا» داستان واقعی و باورنکردنی استیو است؛ پسری آسیبدیده و درهمشکسته که تقدیرش این بود تا به مردی بااستقامت و آیندهنگر تبدیل شود. از سن پنج سالگی که استیو به خانه موقت یازده سال آیندهاش سپرده میشود، توسط بتی (نامادری موقتش)، ویلی (همسر بتی) و خواهر و برادرهای ناتنیاش مورد شکنجه روحی و جسمی قرار میگیرد. استیو که ناامیدانه به دنبال حس خانواده و تعلق است، در جستجوی والدین بیولوژیکی خود برمیآید، اما هیچکس در سیستم حمایتی نمیتواند به او کمک کند. هیچکس نمیتواند به او بگوید چرا با وجود داشتن ویژگیهای ظاهری واضح آفریقاییتبارها، نام خانوادگی او کلاکوویچ است.