وقتی جوزف برای یک قرار ملاقات به آپارتمان جان میرسد، انرژی پر تنش میان آنها به آرامی جای خود را به یک کشش و صمیمیت واقعی میدهد. اما پس از بلعیدن قرصی با اثرات روانگردان، جوزف به سرعت و بدون اختیار در مارپیچی از بازیهای ذهنی و زمانی سقوط میکند و به درون یک بازجویی سورئال از تمام هویت و چیستی خود فرو میرود.