پادشاهی مستبد موسیقی را در قلمرو خود ممنوع میکند و به همین دلیل نفرین میشود. دست راست پادشاه که مخفیانه آرزوی تصاحب تاجوتخت را دارد، تلاش میکند پادشاه را به قتل برساند، اما پادشاه نفرینشده به این سادگیها نمیمیرد. بعدها وقتی دست راست پادشاه راه کشتن او را پیدا میکند و حکومت را به دست میگیرد، پادشاه که رها شده تا بمیرد، از حمایت مردم محلی برخوردار میشود؛ مردمی که مخفیانه به تمرین هنر موسیقی ادامه دادهاند و حالا به پادشاه در نبرد نهایی برای پس گرفتن قلمرو از دست راست قاتلش کمک میکنند.