در یک پانسیون، سگی وحشی از زنجیر خود رها میشود و باسن یکی از مستاجران را که با تکهای گوشت خام او را اذیت میکرد، گاز گرفته و متلاشی میکند. در نتیجه، سگ با شلیک گلوله کشته میشود. مستاجر دیگری که یک ویراستار کتاب بسیار عصبی و حساس است، مدام مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. به زودی او شروع به دیدن خوابهایی میکند که در آنها سگ بازگشته است و جسد متلاشیشده مستاجران در همه جا ظاهر میشود.