تریسی و سگ نجاتیافتهاش، چارجر، باید نقشههای یک تاجر شرور را که میخواهد رستوران ساحلی آنها را تخریب کند تا زمین گلف خود را بسازد، نقش بر آب کنند. تریسی با کمک برادرش تلاش میکند از پس پرداخت قبضها برآید، آشپزخانه را مدیریت کند (جایی که چارجر هم در آشپزی کمک میکند!) و در این میان زمانی هم برای عاشق شدن به یک رقصنده زیبا به نام بریجت پیدا کند. در جریان کمدیای از اشتباهات و بدبیاریها، انسانها متوجه میشوند که خودشان هم میتوانند توسط حیوانات نجاتیافتهشان نجات پیدا کنند.