یانک و واندا در اتاق کوچکی در یک ویلا زندگی میکنند، در حالی که اتاقهای دیگر توسط دفاتر سازمانهای مختلف اشغال شده است. یانک اغلب پس از ساعت کاری در محل کارش میماند تا خیلی زود به آن آپارتمان تنگ و تاریک برنگردد. یک روز، مردی به نام مالینوفسکی که زمانی در همان اتاق کوچک زندگی میکرد، به ملاقات این زوج میآید. او پیشنهاد میکند که اتاق آنها را با یک آپارتمان دواتاقه جدید که به تازگی تحویل گرفته، معاوضه کند. یانک و واندا در ابتدا مشکوک هستند، اما در نهایت این معاوضه انجام میشود. مشخص میشود که همسر سابق واندا، یرژی، از قبل در آپارتمان جدید زندگی میکند. او با وجود طلاق، از آنجا که نامش با واندا ثبت شده، حق دارد به زندگی در آپارتمان او ادامه دهد. یانک تلاش میکند راهی برای خلاص شدن از شر این مزاحم پیدا کند.