تابستان است و در جایی در منطقه دوردونی، جوانان ناپدید میشوند. وحشیانهترین شایعات دهانبهدهان میچرخد و همه از پرسه زدن یک گربهسان بزرگ حرف میزنند. لورا تلاش میکند تا از این راز پرده بردارد و در این مسیر با پل ملاقات میکند؛ نویسندهای عجیب که به همان اندازه که او را میترساند، مجذوبش نیز میکند. با نزدیکتر شدن این دو به یکدیگر، یکی از خواستگاران طردشده لورا نیز به نوبه خود ناپدید میشود.