ناخدا سوم بازنشسته، کوئینتون مکهیل، روزهای خود را با پرسه زدن در دریای کارائیب با قایق قدیمی پیتی-۷۳ و فروش آبجوی خانگی، بستنی و تقویمهای لباس شنا میگذراند. اما وقتی دشمن قدیمیاش، سرگرد ولادیکوف که اکنون به دومین تروریست بزرگ جهان تبدیل شده، جزیره سان مورنو را تصرف میکند و شروع به ساخت یک سیلوی پرتاب هستهای در آن میکند، مکهیل مجبور میشود بازنشستگی را کنار بگذارد. او با کمک خدمه قدیمیاش و با وجود کارشکنیهای کاپیتان والاس بی. بینگهمپتون که مدتی قبل یک کشتی تفریحی را غرق کرده بود، تلاش میکند تا ولادیکوف را متوقف کند.