وقتی مکس در یک حادثه میمیرد، مستقیماً به جهنم میرود. اما بارنی، که همان شیطان است، به او پیشنهادی میدهد: اگر او بتواند در دو ماه آینده سه جوان بیگناه را متقاعد کند که روحشان را به او بفروشند، میتواند روی زمین بماند. مکس میپذیرد و با قدرتهای ویژهای به زمین بازمیگردد. با این حال، مأموریت او سختتر از حد انتظار است، بهویژه وقتی توبی هفتساله از او میخواهد که با مادرش ازدواج کند.